#وسوسه_پارت_180


وقتي اسممو.. هر چند نه كامل گفت….ته دلم بد جوري خالي شد ..گوشي رو محكمتر تو دستم گرفتم ….

منتظر بودم كه يه كلمه ديگه بگه …تا ده تا ديگه من روش بذارم و بگم چقدر دوسش دارم …..

كه با جمله بعديش ….گند زد به تمام هيكلم و حسابي سستم كردم

مسعود-لطفا مزاحم نشيد خانوم ….

و گوشي رو گذاشت ….لبام بي اراده تكون خوردن ..اما صدايي ازشون خارج نشد ….

با اينكه تماسو قطع كرده بود …..هنوز گوشي تو دستم بود…. و به صداي ممتد بوق اشغال گوش مي كردم ….

فكر مي كردم صدامو مي شنوه ..براي همين زمزمه وار:

- مسعود چت شده؟… منم هدي ..به همين زودي همه چي رو فراموش كردي …؟

.كلمه مزاحم برام خيلي سنگين بود ؟ …باورم نمي شد

با انگشتام كه كلي ناتوان شده بودن ..يه بار ديگه شماره اشو گرفتم

قبلا از اينكه حرفي بزنه :

- خواهش مي كنم مسعود ..تو ديگه نگو همه چي رو باور كردي ….

نگو تو هم مثل بقيه فكر مي كني ….من فقط اميدم تويي …تو بايد از من حمايت كني ….نمي خواي بگي كه اون شبو يادت رفته ….مسعود منـ


romangram.com | @romangram_com