#وسوسه_پارت_179
چرا نمي تونستم حرف بزنم
مسعود-لالي ..يا بيكار ….اين همه شماره… يه جاي ديگه زنگـــــــ
-مسعود
با صداي من چنان سكوتي برقرار شد ….كه يه لحظه فكر كردم تماس قطع شده ….
.صداي نفساشو مي شنيدم ….دوست داشتم حرفي بزنه ..يا اينكه يه جوري ابراز خوشحالي كنه …اما ساكت بود
-مسعود…..
مكثي كردم و ادامه دادم ……………منم …
حرفي نمي زد …..
به خودم جسارت دادم و از سكوتش استفاده كردم
- صدامو مي شنوي ؟
مي دونستم مي خواد حرف بزنه …اينو از طرز نفس كشيدناش مي فهميدم…..
هي نفسش بالا مي يو مدو زودي فروكش مي كرد …تا اينكه يه دفعه گفت :
مسعود-هد…
كه سريع ساكت شد
romangram.com | @romangram_com