#وسوسه_پارت_176
(خانوم با كي كار داريد؟)
بهش خيره شدم ….منتظرم بود كه حرفي بزنم ….. كه دوباره به در ضربه زدم ..
(از اينجا رفتن …)
زودي برگشتم طرف زن ….باورم نمي شد
-رفتن؟
(بله ديروز بود ….تمام وسايل خونه رو بار زدنو رفتن ..براي ما هم عجيب بود كه هنوز نيومده رفتن …الانم كسي تو خونه نيست ….) سرمو تكون دادم ….
نه اين امكان نداره ..
(چرا خانوم خودم ديدم …اتفاقا هم دوتا ماشين بود )
عقب عقب از در فاصله گرفتم
پس يعني مسعود باور كرده ……سرمو تكون دادم …و گيج ومنگ به طرف سر كوچه به راه افتادم …..
نه حتما اقا جون اينكارو كرده ..مسعود اينطور ادمي نيست …..اون منو دوست داشت ….اگه دوسم نداشت……… پس اون نگاه اخرش چي بود
از همه جا داشتم نا اميد مي شدم … كه ياد شماره تلفن افتادم ….
خوشحال شدم ..به اطراف نگاه كردم ….چشمم به مغاره سر كوچه خورد ….
romangram.com | @romangram_com