#وسوسه_پارت_175
چشمامو بستم و زنگو فشار دادم …
زود دستمو برداشتم …صدايي نيومد…و كسي درو باز نكرد..
يه بار ديگه… كمي ديرتر دستمو از روي زنگ برداشتم …
نه كسي جواب نمي داد..لجم گرفت …لبامو با حرص بهم فشردم و اينبار دستمو يكسره رو زنگ گذاشتم ….
چونه ام شروع كرد به لرزيدن و چيزي نگذشت كه قطره هاي اشك به لبام رسيدن …..
كسي جواب نمي داد ……دستمو از روي زنگ برداشتم و چند قدم رفتم به عقب …..
به دو طرفم كوچه نگاه كردم ….و نگاهم دوباره چرخيد به در
…با سرعت خودمو به در رسوندم و زنگ زدم ..دستم يكسره رو زنگ بود ……
.ديگه فايده نداشت .در حالي كه صداي زنگو خودمم مي شنيدم ….با خودم گفتم
- شايد زنگ خرابه
با دو دست شروع كردم به زدن روي در …
بازم جواب ضربه هام…. سكوت خونه بود ..دستام به مشت تبديل شده بودن و ..دو دستي به در ضربه مي زدم ..
-باز كن ….من امدم …چرا باز نمي كني ….مسعود ..مسعود باز كن ….منم
مشتام روي در بود كه زن همسايه بغلي از در امد بيرون …
romangram.com | @romangram_com