#وسوسه_پارت_164
به ته چاله نگاه كردم ….اب دهنمو قورت دادم
0 .اگر توش بيفتم ..حتما با درد مي ميرم …
كارگرا از من خيلي فاصله داشتن…كسي تو كوچه نبود …
چشمامو بستم …پاهامو لبه تر بردم ….
سرمو به طرف اسمون گرفتم …لبام مي لرزيد …
- همه چي با مرگ من تموم ميشد……….
..اقا جون….از بي ابرويي نجات پيدا مي كرد ..
خانوم جون ديگه جلوي در و همسايه سر شكسته نبود ..
مادر شوهر لاله حتما ديگه بهش سر كوفت نمي زند …
براي بار دوم مي خواستم دست به خود كشي بزنم….
من بي ابرو شده بودم ….. دنيا با اين همه بزرگيش..ديگه جايي براي من نداشت …..
گريه ام شدت گرفت …اما نتونستم ….يه قدم به عقب برگشتم
.اخه من كه كاري نكرده بودم …چرا بايد كاري مي كردم….كه به همه ثابت شه من گناهكارم
romangram.com | @romangram_com