#وسوسه_پارت_144


***

اينجا كجاست؟ ….چقدر سياهه….

دور خودم مي چرخم …يكي صدام كرد ..برگشتم به عقب ..مسعوده ..

مثل هميشه سرد و بي روح….دستشو به طرف دراز مي كنه ….

به طرف ش مي رم ..بهم لبخند مي زنه ……دلگرم ميشم …

يهو جهت نگاش عوض مي شه …منم به اون طرفي چشم مي دوزم كه داره نگاه مي كنه …

اون اينجا چيكار مي كنه؟ ….بهش اخم مي كنم …..مي خوام برم پيش مسعود…

كه صداش در مياد

نرو هدي

مي ايستم …با حركت سر ازم مي خواد نرم ….

اخم مي كنم و يه تف مي ندازم طرفش…با خوشحالي بر مي گردم به طرف مسعود .. و دستمو دراز مي كنم…..اون داره مي خنده …

منم با خنده اش لبخند مي زنم..چيزي نمونده بهش برسم …

كه دستشو مي كشه عقب و بلند مي زنه زير خنده….وايميستم و با بهت بهش نگاه مي كنم ….


romangram.com | @romangram_com