#وسوسه_پارت_129
ساكت شدم …..
مسعود-جوابش يه كلمه است دختر …اره يا نه …؟
يه لحظه فكر كردم شايد مسعود دنبال بهانه است و مي خواد ….هر جوري كه شده منو از سرش وا كنه …..
اما نمي خواستم سكوت بيش از حدمم …جواب سوالش باشه
- هيچ وقت چيزي بين من و كس ديگه اي نبوده ….. …مطمئن باشيد …
با گفتن اين حرف سرمو اوردم بالا
حرفي نمي زد ….
رو لبش لبخند نشست
محو لبخندش شدم….نمي دونستم بايد چيكار كنم … شايد اونم مثل من دوست داشت حرفي نزنه و فقط نگاه كنه ..
بعد از گذشت چند ثانيه اي دستشو از رو شونه ام برداشت ….دست كرد تو جيب كتش …
برگه اي در اورد و از جيب بغليشم يه خودكار…
چيزي توش نوشت …..و برگه رو به طرفم گرفت ..
مسعود-شماره بالا…. شماره خونه است …اون يكي هم شماره محل كارمه ..پيشت باشه ..كاري پيش امد يا كار داشتي باهام تماس بگير….
عوض شدن ناگهاني اخلاق مسعود منو دچار ترديد كرده بود….
romangram.com | @romangram_com