#وسوسه_پارت_122


-چطور با همه چي كنار امدي ؟

جوابي نداد….

سرمو كج كردم…. به طرفش

-چطور تونستي با مردي باشي كه اصلا دوسش نداشتي ؟ …..

در حالي كه سرمو بر مي گردوندم به طرف درخت …

-بايد اعتراف كنم كه خيلي شجاعي

صداش در نمي يومد…

نگام افتاد به شاخه اي كه اونروز مي خواست به وسيله اون كمك كنه تا منو بكشه بالا ….

-شجاعت بالاتر از اينكه يهو با 15 سال بري خونه ي مردي كه يه كلامم باهاش حرف نزدي .

..با پورخند برگشتم به طرف لاله .

- .اخرشم با هاش بخوابي ….

با اين حرفم لاله از شدت خشم چنان كشيدي زد تو صورتم كه اب دهنم پرت شد بيرون ….

باورم نمي شد…به دست لاله كه رو هوا مونده بود با چشماي گشاد نگاه كردم…


romangram.com | @romangram_com