#وسوسه_پارت_102
فقط سرمو تكون دادم …
سرم به شدت درد مي كرد ….
بلاخره با كمك مردم ماشينو كه يه لاستيكش بعد از برخورد به بلوكا رفته بود توي جوي اب ……درش اوردن .
.مسعود وقتي سوار شد ……دستي به موهاش كشيد..هنوز اثار عرق رو پيشونيش بود…
مردم كم كم داشتن از ماشين دور مي شدن….
مسعود-تو حالت خوبه ؟
سعي كردم فقط يه جواب كوتاه بدم
-اره
…و چادرو بيشتر كشيدم روم …منتظر بودم كه داد و بيداد كنه رو سرم…..به خاطر كار مسخره اي كه مي خواستم بكنم …..
ولي چيزي نگفتو و به راه افتاد….دست كشيدم رو سرم ..خيلي درد مي كرد ….
سر انگشتامو نگاه كردم…. خوني بود ….
مسعود-چي شده ؟
زود دستمو بردم زير چادر ..ماشينو پارك كرد يه گوشه خيابون …
romangram.com | @romangram_com