#وانیا_ملکه_خواب_ها_(جلد_دوم)_پارت_338
-تنها تنها نيتا خانم؟دختر منم هست…
برگشتم و…-عـمو اشـکان…
نينا-اهه چقدر جيغ مي زني،جيغ جيغو؟
بي توجه به حرفش پريدم بغل عمو اشکان.
-منم دريابي بد نيست.
نينا-به برادر خوشگلم…خوب خواهر زادمو قاپ زدي!
با تعجب گفتم-آرسان…
آرسان با احساس گفت-جانم؟
نينا-جمع کنين اين مسخره بازي هارو ببينم!چه خبر داداش خان؟خوشي؟سلامتي؟
با صورت در هم رفته گفتم-داداش؟نينا تو جاي مادرشي…
افتاد دنبالم که پشت آرسان پناه گرفتم.
نينا با جيغ جيغ گفت-مگه من چند سالمه که بهش بگم خاله يا مادرجان؟هــــان؟من از تو هم جوون ترم و جاي خواهر کوچکشم!!!
-بعد به من مي گه جيغ جيغو!
دوباره جيغ جيغش شروع شد و بقيه هم با خنده به نينا که مي خواست منو ادب کنه نگاه مي کردن.
romangram.com | @romangram_com