#وانیا_ملکه_خواب_ها_(جلد_دوم)_پارت_280


برگشتم و به رو به روم نگاه کردم.تا به حال از اين زاويه سرزمين سيترا رو نديده بودم،جالبه!

آتش ها بر فراز قصر سيترا نماي جالبي دارن و قصر سرخ و مشکي رنگ سيترا ترس و وحشتو بهت منتقل مي کنه.چمن ها و درختان سبز برام جديدن.عادت کردم درختانو به رنگ طلايي و سفيد ببينم نه اينقدر با طراوت،سرسبز و طبيعي.درختان سرزمين من بيشتر حالت مصنوعي داشتن اما اينجا…فوق العاده است.مي تونم به جرات بگم سرزمين خيلي جالب،قشنگ،و با فاکتور گرفتن قصر عجيبِ آتش،بسيار طبيعيه.

ماهان-اينجا،بيش از حد،شبيه زمينه.

ويدا-من هم هر دفعه سرزمين سيترا رو مي بينم اين جمله به ذهنم مي ياد.

شبنم با ذوق و با صداي بلند گفت-واقعا شبيه زمينه؟يعني زمين اين شکليه؟

آنا زد پس سر شبنم-قصرشو فاکتور بگيري شبيهشه.

شبنم-چرا مي زني؟

آنا-براي اينکه ياد بگيري آروم حرف بزني و داد نزني.تازه مگه تو يک بار ديگه هم اين سرزمينو نديدي؟

شبنم-ديدم،ولي خوب دقت نکردم.

آرسان-الان بحث مهم تري هم هست.بهتره روي نقشه تمرکز کنين تا اينکه حرف هاي بي خود بزنين.چند متر ديگه،به قصر سيترا نزديک مي شيم.مانيا به احتمال صد درصد داره به سيترا هشدار مي ده اما مطمئنم که سيترا وسط مراسم تا خطري نباشه،کاري انجام نمي ده.پس الان مانيا به بس،متصله تا بتونه جلوي مارو بگيره.پس کوتوله ها خوب حواستونو جمع کنين،بس اول از همه شما رو از بين مي بره،چون با نقاط ضعف و راه از بين بردن شما به خوبي آشنائه.بهتره از همين الان شروع به آماده کردن تير و کمون ها و گلوله هاتون باشين چون هر لحظه احتمال شروع هست.بذاريد اونا شروع کنن و قبل از ان ها جنگو شروع نکنين.حواستون به گلوله هاي آتش باشه…درسته نيروي خورشيدو دارين ولي باز،احتياط شرط عقله…

دهن من به جاي اين کف کرد!مطمئنا همه نصف از حرفاشو يادشون رفته.همه سري به نشونه تاييد تکون دادن و دوباره راه افتاديم و قدم گذاشتيم به داخل اين سرزمينِ…نفرت انگيز!

هواي اينجا برام غير قابل تحمله.اينجا هر لحظه تصوير کشته شدن يکي از افراد وفادارمو به ذهنم مي ياره.اخم هام ناخودآگاه درهم مي ره.چهره ي شبنم گرفته مي شه و از چشم هاي ويدا،که به قصر دوخته شدن،خشم و نفرت آشکاره.

تصوير بسته شدن چشم هاي خوش رنگ نينا که به ذهنم مي ياد ديدم تار مي شه،مشتمو دور کمون سفت تر مي کنم و حلقه ي نازک اشکو کنار مي زنم.من قوي و محکم اومدم تا انتقام بگيرم…

صداي قهقهه هاي شيطاني برام تداعي مي شه.صاحب اين خنده،منتظر باش که سرنوشت خوبي در انتظارت نيست…به جاي خنده بهتره به حال خودت زار بزني…


romangram.com | @romangram_com