#وانیا_ملکه_خواب_ها_(جلد_دوم)_پارت_255

-داري ازدواج مي کني آسمان بهتره رفتاراي لوستو جمع کني

چه بي اعصاب شده اين هليوس

دختر جبهه گرفت-همش به خاطر اون دخترست؟با اون موهاي آبي مسخرش!

اين داره به نينا توهين مي کنه.

از کجا معلوم؟

تنها کسي که مي دونم موهاش آبيه،نينائه.

هليوس-از وقتي فهميدي يک سره داري به نيناي من توهين مي کني…اين رفتارت اصلاح نشه هر چي ديدي از چشم خودت ديدي.

آسمان با اخم چشمي گفت و به من اشاره کرد-شنلتو بردار…

-خدمتکارت نيستم اين طوري باهام حرف مي زني و دستور مي دي…

آسمان با جيغ گفت-چي؟تو اندازه ي زير دست من هم نيستي!

-هه…مطمئني؟من که اينطور فکر نمي کنم

تا بود آفتاب حالا آسمان!

هليوس با اخم گفت-بس کن آسمان و احترام بذار…

آسمان اول تعجب کرد و کم کم صورتش از خشم قرمز شد.با خشم به سمتم هجوم آورد و شنلو برداشت…

ناباور بهم زل زد و زير لب زمزمه کرد-نينا…نينا…

romangram.com | @romangram_com