#وانیا_ملکه_خواب_ها_(جلد_دوم)_پارت_244


-خوبي وانيا؟

بي حرف اضافه اي گفتم-اصل مطلب!

-موقعيت بهتر از اين نيست واني،از همه نظر تامين مي شيم مخصوصا قوت گرفتن از خورشيد…قدرت خورشيد خارق العاده است و مطمئنا سرباز هاش فوق العاده تر

-هه!مثل همين هليوس؟

-هليوس احساسي برخورد مي کنه وگرنه باهوش تر از اين حرفائه…

-اوهوم خيلي باهوشه که متوصل به پل ارتباطي شده!

-چرا لجبازي مي کني دختر؟فکر کن،عالي ترين وضعيتو پيدا مي کنيم و مي تونيم تجهيزات بيشتري گير بياريم…

دوباره قاطع و محکم گفتم-نه…

بازيم گرفته بود!آره من بازي دوست دارم و بازي اي که باعث شادي نينا مي شه رو بيشتر دوست دارم،باعث آزار هليوس مي شه ولي اين در برابر غمي که من از نينا ديدم هيچه…

مي دونم دليل قانع کننده اي نيست ولي…دل خودم راضي مي شه،همين بسه…

ماهان با کلافگي سمت هليوس رفت و چيزي بهش گفت…هليوس هم بدتر از ماهان دنبال کسي مي گشت…اينبار تضاد من براي رضايت من!





هليوس هوش خوبي داره،حداقل مي شه ازش استفاده ي مفيد هم کرد!ولي اين هوشش مي تونه باعث مطرح کردن خواستش از زبون تضاد غد من بشه؟من دقيقا منتظر همين لحظه ام…نمي دونم امروز چم شده ولي آزار دادن حس خوبيه! حداقل براي مني که شيطنت هاي زيرزيرکيم کمي کم شده بود!البته اين شيطنت نيست اين آزار و اذيته!


romangram.com | @romangram_com