#وانیا_ملکه_خواب_ها_(جلد_دوم)_پارت_182
-دل همه ي مردم مي گيره ولي تقصير خدا نيست
-مي دونم اشتباه کردم…مادرم اينجاست؟
-خوبه که متوجه اشتباهاتت مي شي…خيلي دوست داري ببينيش؟
-کيه که دوست نداشته باشه؟
-نه مادرت اينجا نيست
-خاله نيتا؟
-اونم فعلا اينجا نيست عزيزم
-جسارت نباشه اسمتون چيه؟
-اشکان…مي توني بهم بگي عمو
-شما از ماهان خبري دارين؟
-کم و بيش يه چيزايي مي دونم ولي حالش خوبه،فکر نکنم سيترا بتونه به ماهان آسيب برسونه…
خيالم کمي راحت شد…
-من چطوري برگردم؟الان نينا نگران مي شه
-فعلا از دستت عصبانيه…يکمم عصبي شه بد نيس اين همه منو حرص داده يه کم خودش حرص بخوره
romangram.com | @romangram_com