#وانیا_ملکه_خواب_ها_(جلد_دوم)_پارت_175
-اما من قول مي دم تو رو عاشق کنم
-مهره مارت رو من اثري نداره
-اووم فقط مهره مار نيست خيلي چيزاي ديگه هم هست…
-مانيا اگه مي خواي چرت و پرت بگيو الکي عشوه بياي پاشو برو بيرون تا هر چي از هر کي عصبانيمو سر تو خالي نکردم
-اِ آرسي…
-آرسي و مرگ…يه بار ديگه اينطور منو صدا بزني من مي دونم و تو
با تعجب نگام کرد-آرسان حالت خوبه؟تو قبلا عصباني بودي حداقل درست حرف مي زدي چت شده؟
-به تو مربوط ني
از وقتي اسم ماهانو از زبون وانيا شنيدم اعصابم بهم ريخته…
-الهي!من عاشق اين جملتم آرسان!
-شاهزاده
-چي؟
-شاهزاده آرسان…حالا بيرون
-آرسان خيلي بدي…
پاشد و با حالت قهر بچگونه بيرون رفت…به درک به اندازه ي سر سوزنم برام ارزش نداره اينم کار سيترائه پس خودش تر و خشکش کنه!
romangram.com | @romangram_com