#وانیا_ملکه_خواب_ها_(جلد_اول)_پارت_68
-خوبه کارمون آسون تر شد
ماهان -این شناسنامه چه به درد میخوره؟
-هویت هر فرد رو نشون میده و توی ایران اجباریه و همه دارن یعنی از وقتی به دنیا میان پدر مادرشون براشون شناسنامه میگیرن
ماهان-چه جالب …ما وقتی به دنیا میایم رومون نشانی حک میشه اونوقت اینجا…
-نشان؟چه نشانی؟
-در این مورد باید بگم فوضولی موقوف
کم کم به خیابونی آسفالت نزدیک شدیم و چند ماشین درحال عبور دیدیم چادرم رو درست کردم و به وطنم نگاه کردم همیشه دوست داشتم شهر های ایران رو بگردم اما مامان و بابا فقط من رو به کیش و مشهد بردن و بقیه جاها رو نتونستن
یزد خیلی گرمه خیلیییی…انگار نه انگار نزدیک زمستونیم
ماهان-همه ی مردم ایران مثل این آقائن؟
-نه این فقط یک نمونه از نسل بازمانده قدیمی ها و لات هاس
-جالبه…کی میرسیم؟
سرمو چرخوندم و دور و برم رو دیدم-نمیدونم …من تا حالا یزد نیومدم.
آرسان-مهمترین کاری که باید بکنیم چیه؟
-چنج پول چون ما برای هر کاری به پول نیاز داریم
دیگه ساکت شدن و حرفی نزدن منم دنبال ی تابلو میگشتم ببینم چقدر از شهر دوریم ولی اینجا اونقدر جای پرتی بود که تابلو نداشت و اون چند تایی هم که داشت یا رنگش رفته بود یا کنده شده بود…
آخ جون یک تابلو درست حسابی
-……کیلومتر با یزد فاصله داریم یعنی حدود 15 دقیقه دیگه میرسیم
ماهان-شهر چطوریه؟
-منم دقیق نمیدونم یزد چطوریه…ولی هر وقت رفتیم اصفهان من همه جا رو بهتون میگم
-اصفهان رفتی؟
romangram.com | @romangram_com