#وانیا_ملکه_خواب_ها_(جلد_اول)_پارت_67


-گوسفند حیوانیست اهلی که از علف تغذیه میکنه اما جدیدا همچی بهش میدن از کاغذ و کارتون گرفته تا نون خشکه و کاربردش اینه که از گوشتش در غذا ها استفاده میشه

دیگه چیزی نگفتن…کمی به دور و برم نگاه کردم هیچی نبود به جز خاک و ما…

-راستی جای اون کلید کجاس؟توی شهر یزده یا یکی از شهر های اطراف؟

آرسان -توی خود یزده و قبلا خونه یکی از مشاورین سرزمین بوده اما الان دست یک آدمه و محل دقیقش………………

-هووم…خب یعنی توی خونه اس؟

-آره توی یکی از اتاق هاشون

-خب باید اول وسایل مورد نیاز رو بگیریم و امشبم توی هتل به سر ببریم فردا میوفتیم دنبال اولین کلید

ماهان -وسایل مورد نیاز چیه؟

-اول لباس مناسب برای من چون لباس های شما خوبه و مشکلی نداره اما من باید برم خرید و دوم خرید یک ماشین چون نمیشه همش با تاکسی و ماشین دیگران رفت آخه زیاد امنیت نداره و…راستی شما چقدر پول دارین؟

-خیلی زیاد البته اگه بیشتر هم بخوایم میفرستن

-خب خوبه باید هر چه سریع تر به پول ایران تبدیلشون کنیم ، سوم مواد خوراکی باید بگیریم و کلی چیزای دیگه

ماهان -هتل چیه؟

-هتل جاییه که کلی اتاق داره تا مسافر ها توش استراحت کنن…وااای نه!

آرسان -چیه؟

-شناسنامه …شما که فکر نکنم شناسنامه داشته باشید از منم که خونه امون بوده…هتل بدون شناسنامه اتاق نمیده…

آرسان از جیب گوشه کیف چیزی در آورد و گفت-منظورت از شناسنامه اینائه؟

سریع از دستش گرفتم و نگاشون کردم دقیق مثل شناسنامه های واقعی سه تا بود:آرسان سیترایی،ماهان چیترایی،وانیا نینایی…فامیلیشون یکم ضایع بود اما طوری نیس از این عجیب تر و ضایع ترم وجود داره اینجا …چرا فامیلی من رو نینایی گذاشتن؟اه خب حتما همینطوری نوشتن

-آره اینا شناسنامه و کارت شناسایی ای هستن اینا رو از کجا آوردی؟

-سیترا داده

به مادرش میگه سیترا؟ نچ نچ بی ادب

romangram.com | @romangram_com