#وانیا_ملکه_خواب_ها_(جلد_اول)_پارت_170


تو دنیای بی مرز این خستگی

به جایی رسیدم که بی اختیار

به دیوونگی ها میگم زندگی

من آرایشم جنس دلتنگیه

نمیشه غمو از لباسام شست

باید گردگیری شه رویای من

چقدر تلخه این انتخاب درست

من هرچی که میخوام جاش خالیه

همش خیره موندم به این پنجره

خودم رو فراموش کردم ولی

محاله که قولاتو یادم بره

♪ ♪ ♪ ♪ ♪

من از موندن و رفتنت شاکیم

چرا باید این حسو انکار کرد

نخواستی نمیشه همش دیر بود

چقدر میشه رو عشق اصرار کرد

به حرفای تکراری من بخند

بگو خوب موندن برات سخت بود

کسی که نگاش یخ زده رو به روت

ی روزی چقدر با تو خوشبخت بود

romangram.com | @romangram_com