#وانیا_ملکه_خواب_ها_(جلد_اول)_پارت_127


رفت از صندوق عقب چیزی برداشت و برگشت…ی بطری آب دستش بود بازش کرد و نزدیک دهنم آورد یکم خوردم…یا حسین شهید،تشنگی خیلی بده…

آبو از دهنم جدا کرد…

از سر و روش خستگی معلوم بود جاده هم شب خطرناکه مخصوصا اینجا ها که آسفالت درست حسابی هم نداره لب زدم بخواب

-بخوابم؟نه خسته نیستم

دوباره لب زدم بخواب

-حوصله ات سر میره

سرمو بالا انداختم

-مطمئنی؟

سرمو به معنی آره بالا پایین کردم

-چیز دیگه ای نمیخوای

سرمو بالا انداختم گردنم درد گرفت بگیر بخواب دیگه

با تردید سرشو تکیه صندلی داد و چشماشو بست…





نفسهاش منظم شد…اینم خوابید…جای ماهان خالیه کاشکی بود حداقل چند تا جادو یادم میداد…

به صورت آرسان نگاه کردم…قشنگ و مردونه بود پوستش نه مثل ماهان ماست بود نه مثل سیترا ذغال…ی رنگ قشنگی داشت و میونه بود…ابروهاش حالت قشنگی داشت و مشکی بود…موهای قهوه ایش صاف و ل*خ*ت بود ولی همیشه ی مدل خاصی داشت مژه هاش بلند بود و من میتونستم چشمای سورمه ایشو تصور کنم که توی حصار مژه هاشه…چشماش خیلی خاص بود…ی نوع معصومیت و مهربونی خاصی داشت که آرسان سعی در پنهان کردنش داشت…چشمای درشت مشکی ماهان هم مهربونی داشت ولی شاید کمتر بود…

اه دیوونه شدم نصف شبی دارم چشمای دو تا رو مقایسه میکنم و از توشون مقدار مهربونی میسنجم…

به آسمون نگاه کردم خیلی تاریک بود و تک و توک ستاره پیدا میشد و ماه هم بین ابرا گیر افتاده بود و پیدا نبود فک کنم روز ابری یا شاید بارونی در پیش باشه شایدم نباشه من که هوا شناسی نخوندم و چیزی ازش سر در نمیارم من ترم چهار پرستاری بودم که این اتفاقات افتاد…راستی دانشگاه،یعنی نازی چیکار میکنه؟استاد ها همه منو انداختن؟آخه عقل کل وقتی نباشی معلومه که کلا اخراج شدی…هی چه حیف از کوچیکیم آرزو داشتم پرستار بشم ولی انگار قسمت نیست…مامان همیشه میگفت تو آخرم هیچی نمیشی آخه نحوه درس خوندن من تو دبستان افتضاح بود چند بار مامان اومده بود مدرسه برای نمرات درخشان من ولی خب بعد بهتر شد و من در آخر با زور پرستاری قبول شدم یادش بخیر چه ذوق و شوقی داشتم و آرمان چقدر سر این قضیه منو مسخره میکرد…آرمان!این چند وقت اصلا یادش نبودم و خوشحالم که عاشقش نبودم و فقط ی عادت کوچک بود که ترک شد اگه عاشقش بودم قطعا ضربه ی عاطفی بدی میخوردم اما من اصلا به فکرشم نبودم

هی…حوصلم سر رفت چقدر بده دستات فلج باشه و زبونت نچرخه…

چیکار کنم؟چیکار نکنم؟آهومو پیدا کنم

romangram.com | @romangram_com