#توماژ_پارت_620
-نترس غریبه نیستم خانمی
اروم انگشتامو تو موهاش فرو کردمو گفتم:شوهرتم .... محرمتم ....
دستش بالا اومدو رو ساعدم نشست و لب هاش لرزید ..... سرم رو اروم بهش نزدیک کردم که عقب کشید تو یه حرکت رهاش کردم .... نفس راحتی کشید بدون اینکه ازش چشم بردارم به سمت در رفتم و کلید رو تو قفل چرخوندم و تو جیبم گذاشتم با بهت به من و در قفل شده خیره شدو قدمی به عقب برداشت لب هاش مثل ماهی ای که اخرین نفس هاشو بیرون از اب می کشید برای گفتن حرفی باز و بسته می شد بدون اینکه حتی صدایی ازش خارج شه ..... خشممو کردم یه لبخند تلخو به صورتش پاشیدم و اروم دست به دکمه های پیراهنم بردم
-پاکمهر .... به خدا با دوستم بودم
-من به تو اعتماد دارم گلم نیازی به توضیح نیست....
همونطور که اخرین دکمه های پیرهنمو در مقابل چشمای وحشت زده اش باز می کردم گفتم: نیاز به توضیح نیست همون طور که نیاز نبود بهم خبر بدی یا حتی گوشیتو روشن بزاری تا محض ظاهرسازی بدونم الان زنم کجاست ..... با کیه ..... اصلا چه اهمیت داره خانم خانما برای کدوم مردی مهمه که زنش تا این وقت شب بیرون باشه که من دومیش باشم
romangram.com | @romangram_com