#توماژ_پارت_614


-بله بله متوجهم هروقت شما امر کنید من خودمو می رسونم

-ممنون پسرم

ادرس یه رستوران رو داد و خیلی زود تماس رو قطع کرد دل شوره غریبی به دلم افتاده بود چرا تا تهران اومده؟ چی شده که خواسته قبل از خواستگاری منو ببینه؟نکنه برای روژان اتفاقی افتاده باشه به سمت گوشیم رفتمو شماره روژان و پیدا کردم ولی ..... شاید نمی خواد دخترش چیزی بدونه یعنی چی شده؟ کلافه یه دوش سریع گرفتمو بهترین لباسامو انتخاب کردمو به سرعت برق و باد حاضر شدم واز خونه زدم بیرون ..... با دیدن رستوران ضربان قلبم بالا رفت مثل پسرای نوجوون دست و پامو گم کرده بودم نفس عمیقی کشیدمو رفتم تو و نگاهم رو یه جفت چشم عسلی اشنا قفل شد .... چیزی درونم فرو ریخت ..... چی این زنو به تهران کشونده؟ این جا چه خبره امروز؟؟؟؟

***

پاکمهر:

با حرص گوشی رو روی میز پرت کردم و شقیقه های نبض گرفتمو فشردم ....


romangram.com | @romangram_com