#توماژ_پارت_613
با صدای دورگه ای که از خواب خش افتاده بود گفتم:بله خودم هستم
-من مادر روژانم
ناخواسته سرجام صاف نشستمو خواب از سرم پرید هول و دستپاچه دستی به موهای نا مرتبم کشیدمو با سرفه ای صدامو صاف کردمو گفتم:سلام خانم ببخشید به جا نیاوردم
-خواهش می کنم ..... انگار بدموقع مزاحم شدم
-نه نه نفرمایید
با همون لحن ارومش گفت: روژان درمورد شما بامن صحبت کرده البته بعد از تماس مادرتون
مستاصل موندم چی بگم که گفت: اگه امکانش باشه می خواستم حضورا شمارو ببینم ..... من تهرانم ولی باید زود برگردم
romangram.com | @romangram_com