#توماژ_پارت_601
مامان-چه خبره پسر انقدر لیست ردیف کردی بزار نفسش به جا بیاد بعد
چشم غره ای بهم رفت که فخری گفت:نه نه من راحتم
-فردا یه حساب براتون باز می کنم ماه به ماه حقوقتونو می ریزم توش دیگه جون شما جون مادرم
مامان اخماش تو هم رفت و گفت:بسه پسرم منو فخری جون بلدیم باهم کنار بیایم
خندم گرفت که کمند با شیطنت گفت: همیشه همین جوری روشنک جون وای به روزی که حس ریاست بهش دست بده دیگه خدارو بنده نیست
هرسه زدن زیر خنده که گفتم:انگار باید جمع زنونتونو ترک کنم تا بیشتر ازاین مورد عنایتتون قرار نگرفتم
بلند شدم که مامان گفت:شامو بمون
romangram.com | @romangram_com