#توماژ_پارت_600


-اخه شما چرا خانم

مامان لبخندی زدو گفت: روشنک صدام کن

فخری سرخ شدو چشمی زیر لب گفت که کمند هم از اتاق بیرون اومدو گفت: طفلک زود خوابش برد برای شام صداش می کنیم

فخری با لبخندش تشکر کرد که گفتم: این جارو خونه خودتون بدونین شماره تلفن خودمو کمندو تو دفترچه تلفن نوشتم هروقت کاری داشتین باهام تماس بگیرین ساعتش اصلا مهم نیست

کلیدی رو روی میز گذاشتمو گفتم:زحمت خریدا می افته گردن شما البته من خودم اخر هفته ها خرید می کنم ولی اگه چیزی لازم شد کارت تو کشوی میز تلفنه رمزشم نوشتم

-چشم حتما


romangram.com | @romangram_com