#توماژ_پارت_580
طول کشید تا به خودش بیاد با صورتی گلگون عقب کشیدو تند تند گفت: تو گفتی رفیقت بوده
-هنوزم می گم رفیقم بوده رفیق دوران دانشجوییم البته نه به صمیمیت ارتین ولی باهاش دشمنی هم نداشتم
-یعنی انقدر ازادیش برات مهمه؟ اصلا تازگیا دیدیش ؟من نمی دونم قبلا چه جور ادمی بوده شاید اونقدر خوب بوده که به خاطرش پا پیش گذاشتی ولی ..... به خدا ارزششو نداره توماژ
لبخندی به لحن دلخورش زدمو گفتم: به موقعش جواب این گستاخیاشو می ده
لبخندی رو لبش نشست که گفتم:ادرسو می دی؟
سری تکون دادو برگه ای از کیفش دراوردو گفت: طفلکیا وضع خوبی ندارن یه زن تنها با بچه یتیمش توی یه بیغوله داره زندگی می کنه وقتی برای اولین بار رفتم دیدنش خجالت کشیدم خودمو معرفی کنمو بگم برای چی اومدم ، نون تو خون دلش می زنه و به خورد بچش می ده با این وضع و اوضاع باید از مادرشوهر زمین گیرشم پرستاری کنه و یه تنه جواب طلبکارا رو بده
romangram.com | @romangram_com