#توماژ_پارت_577
-نگران فامیل زنتی زن ذلیل ؟از سیبیلات خجالت بکش
خندیدو گفت:تلافیم بلدیا ناقلا
-تو قرار نیست کاری کنی خیلی وقته تو دیگه تو بازی نیستی
اخماش تو هم رفت که گفتم: افرومن می دونه من برگشتم حتی می دونه اون ژان اوگ، شریک فرنگی شما کیه پس این یعنی تو یه مهره سوخته ای ..... سوختی که داره بازیت می ده و این جوری به من داره دهن کجی می کنه
مات و مبهوت نگاهم کرد و گفت: پس اون همه نقشه باد هوا؟
-از اولم من رو این برنامه خیلی حساب نکرده بودم ، من فقط یه بهونه می خواستم برای برگشتنم والبته می تونم بگم که برام حکم تیر تو تاریکی رو داشت .... افرومن همیشه یه قدم از من جلوتر بوده برای همین همیشه براش رو بودم اون منو از بره ...خط به خطمو می دونه
-پس ... یعنی ...
romangram.com | @romangram_com