#توماژ_پارت_576


بادی به غبغبش داد و گفت:بدبخت الان چهارشونه و توپر مده من که زن گرفتم رفت تو می مونی با همین چهار چیلیک استخون ...بیچاره بخور ادم رغبت کنه بهت نگاه کنه

-می خوام صدسال نگام نکنی

لقمه رو از دستش گرفتمو گفتم:بپرس انقدر حرفتو نخور وقتی بلد نیستی جلوی زبونتو بگیری بگو خودتو راحت کن

-خیلی بی شرفی

-قربونت

بهش خیره شدم که کمی دست دست کردو گفت: قراره با فراهانی چی کار کنیم؟


romangram.com | @romangram_com