#توماژ_پارت_572


-توماژ ...... از هرجای این ماجرا که مرور می کنم ربطشو به تو کینه پدرت پیدا نمی کنم

اروم به سمتش رفتم و دستمو رو شونش فشردمو گفت: توماژ تو کجای این ماجرایی؟

صداش دورگه و خش دارش تو گوشم پیچید و دستم سست از شونش سر خرد

-اون غریبه که شاهد اون ماجرا بود ..... همونی که زخمی از روستا فرار کرد ...... منم پاکمهر!!!

***

توماژ:


romangram.com | @romangram_com