#توماژ_پارت_543
-امامان ببین چی می گه
-یعنی تو از کشوی من....
سریع پرید تو حرفمو گفت:خیلی خب فهمیدم
-حالا که فهمیدی دستمو ببوس ازم عذرخواهی کن
-خیلی پررو شدی توماژ
از مامان تشکر کردمو از صندلی بلند شدمو گفتم:پس امشب اصلا از اتاقت بیرون نمیای
معترضانه صدام کرد که همه زدن زیر خنده: تاشب منتظر دست بوسیت هستم
romangram.com | @romangram_com