#توماژ_پارت_520
پونه که از سکوت ارتین جری تر شده بود از اغوشم بیرون اومد و گفت: از خونه ما برو بیرون کسی حق نداره به داداش من توهین کنه کسی حق نداره دست روش بلند کنه برو بیرون
صدای توبیخ گر مامان هم نتونست اتش پونه رو خاموش کنه
-پونه مودب باش
-من ... من حال شمارو می فهمم به خدا که حال خودم بهتر از شما نیست خودتون خوب می دونین توماژ برای من دوست نیست برادرمه که دارم می سوزم
پونه حرفشو قطع کردو گفت:توماژ به برادری که نمک دستش گرفته برای تازه نگه داشتن زخمش نیاز نداره اقای محترم خودش به اندازه کافی دلسوز داره
-پونه...
romangram.com | @romangram_com