#توماژ_پارت_514


بی حرف از ماشین پیاده شدو با اخرین سرعتی که از خودش سراغ داشت به سمت خونه دوئید

-لعنتی لعنتی

مشتم رو فرمون فرود اومد تا شاید درد دستم بیشتر از درد سینم به چشمم بیاد معلوم نیست چم شده نمی دونم چرا به مهری می رسم خوی وحشیم گل می کنه و زبون سرخم جلوتر از عقلم مشغول به کار می شه .....حتم داشته باش عاشقتم می شه این جوری می خواستی دلشو به دست بیاری گندت بزنه پسر ......

***

توماژ:

-بهتری؟


romangram.com | @romangram_com