#توماژ_پارت_511

سرمو نزدیک تر بردمو دستمو کنار صورتش به دیوار تکیه دادم که بیشتر تو خودش جمع شد لبمو از رو شال به گوشش چسبوندمو گفتم: چی جوری دینمو بهت ادا کنم که جبران محبتت بشه بانو

دستشو رو سینم فشار داد تا کمی ازش فاصله بگیرم نمی دونم چم شده که مثل اهنربا بهش چسبیدم و مست از عطر وجودش رو اشک تو چشمهاش چشم بستم نفس عمیقی کشیدمو عطرشو با ولع بلعیدم و لب زدم:هوم؟

-پاکمهر برو کنار

نگام رو چشمای اماده باریدنش لغزید دلم گرفت نفس داغمو تو صورتش فوت کردم و به سختی ازش فاصله گرفتم و دستی به پشت گردنم کشیدم تمام اعصاب تنم دل می زد وتنم مثل یه کوره تو اتش می سوخت

-برو مهری

کمی گذشت تا به خودش بیاد کیفش رو چنگ زدو سریع از اتاق بیرون رفت که خودمو رو مبل پرت کردم سرمو به پشتش تکیه دادم و چشم بستم رو حرارت تنم و سردی دستای مهری ..... رو نگاه تبدار خودمو نگاه پر از اشک مهری .....

"ادرس رستورانو برام بفرست "

romangram.com | @romangram_com