#توماژ_پارت_498
لبخند نیم بندی تحویلم دادو گفت: دوتا نره غول اونم دست خالی داریم می ریم خونه اقوام بد نباشه؟
خندم گرفت که گفت: شیرینی فروشی دیدی بگو نگه دارم
-همین که خواهرمو بهش دادم تا عمر داره منتم سرشه
با صدا خندید و گفت: واقعا اون اتش پاره ای که من دیدم برای جوون مرگ کردن پسرخالم بهتراز مرگ موش عمل می کنه
با مشت به بازوش زدمو گفتم:هوی مردتیکه درمورد خواهر من درست صحبت کنا .... از سرشم زیاده ، حیف خواهرم
چپ چپ نگاهم کردو گفت: چه بازار گرمی هم می کنه برای زلزله شون می تونم قسم بخورم ریزش مو ارتین یه رابطه مستقیم با ازدواجش داره وگرنه پسرخالم خرمن خرمن مو داشت مثل پنجه افتاب بود
romangram.com | @romangram_com