#توماژ_پارت_496


-با این حال و روزت فقط سرماخوردگیت کمه

-باید بریم خونه ارتین

ابروشو بالا بردو گفت: چی ؟ چرا؟ این موقع شب صله رحمت گرفته؟

-مامانم حالش خوب نیست

بی حرف کمکم کرد تا سوار شم عصامو تو صندلی عقب جاداد و بخاری ماشینشو رو صورت یخ زدم تنظیم کردو راه افتاد

کمی به سکوت گذشت که پاکمهر نیم نگاهی بهم کردو گفت: نمی خواد انقدر اون لبای بدبختتو تیکه تیکه کنی تو داشبردم قرص مسکن دارم


romangram.com | @romangram_com