#توماژ_پارت_453

-دلم هوای مامانو کرده دوست داشتم تو هم چین روزایی کنارم باشه قرار بود هردومونو باهم داماد کنه

تلخ بود خنده هامون تلخ بود یاداوری خاطراتمون تلخ بود جای خالی مادری که این روزا عجیب دلم هوای اغوششو می کرد

-مطمئنم اونم از سربه راه شدن پسر ناخلفش خوشحاله

مشتی حواله بازوش کردم که خندیدو گفت: چقدر می شناسیش؟

-دختر خوبیه

-دیگه؟

چشمکی زدمو گفتم:خوشگلم هست

romangram.com | @romangram_com