#توماژ_پارت_435
-من اشتباهی وارد بازی فراهانی و افرومن شدم و تاوانی دادم که حق من نبود من تاوان گناه پدرم رو دادم پدری که هیچ وقت نفهمید من چوب کارای اونو خوردم به خاطر اون همه چیزمو از دست دادم خب شاید زیادی رو مهر پدری افرومن حساب می کردن که منو هدف گرفتن برای سرد کردن اتش دلشون نمی دونم ولی من بیشتر از سهمم تاوان دادم به خاطرش زندگیم رفت جوونیم رفت عشقم .....
حالا وقتشه هرکس سهم خودشو ازاون اتفاق بده !!!
با صدای زنگ خونه به سختی چشم باز کردم
-پاکمهر....
نگاهی به ساعت اتاقم کردم ساعت ده صبح بود پس بااین حساب پاکمهر باید رفته باشه شرکت شاید چیزی جا گذاشته ولی اونکه کلید داره به عصام چنگ زدمو خودمو از تخت پایین کشیدم و فحشی نثار روح و روان خروس بی محلی که دستشم از رو زنگ برنمی داره دادمو هن هن کنان خودمو به ایفون رسوندم
romangram.com | @romangram_com