#توماژ_پارت_434
-اگه بازم خواست بره بزار بره می دونم سخته ولی یه وقتایی رفتن بعضی ها بهتر از موندشونه می دونم دوستش داری ولی یه زن همون طور که می تونه زندگیتو دلتو خونتو گرم کنه می تونه یه یخبندون برات بسازه می تونه شیرین ترین لحظه های زندگیتو زهرمارت کنه
لبخند کمرنگی رو لبش نشست و گفت:هیچ کس ندونه انگار سه تا ازدواج موفق داشتی
خندم گرفت که گفت: ولی این حرفا چیزی از دلخوری من به تو کم نمی کنه یادم نمی ره که بهم اطمینان نکردی
این کتاب توسط کتابخانه ی مجازی نودهشتیا (wWw.98iA.Com) ساخته و منتشر شده است
romangram.com | @romangram_com