#توماژ_پارت_412


-من..

-صبرکن خانم کوچولو

از لحنش خوشم نیومد که گره ابروهام محکم تر شد

-برام مهم نیست این دوستی که بعد از چندسال مثل یه فرشته مهربون ظاهر شده کیه و برای چی داره به قول تو رفاقت خرج می کنه حتی برام مهم نیست که زنده از این زندان بیرون میام یا نه ولی ...

با چشماش انالیزم کردو گفت: ولی می خوام اخرین شانسمو با یه جوجه وکیل امتحان کنم بالاخره از هیچی بهتره از قدیم گفتن مفت باشه کوفت باشه...

به صورت برافروخته و خشمگینم خندید و گفت:حتما این رفیق ما فکر مخارجشم کرده دیگه شایدم ...


romangram.com | @romangram_com