#توماژ_پارت_406


صدای ظریف و دخترونش دیگه دلمو بی قرار نکرد فقط اتش خشممو شعله ورتر کرد باید جوابشو می دادم؟باید می فهمید که سالاری و دیدم و اون .....

-الو ..... می دونم که خونه اید خودم دیدم که وارد اپارتمان شدین

سریع تو جام نیم خیز شدم تعقیبم می کرد؟؟؟ به سمت تلفن هجوم بردمو قبل از اینکه قطع کنه توپیدم: به چه حقی تعقیبم می کنی؟

سکوتش حالمو بدتر کرد که صدام بالاتر رفت و گفتم:همین حالا از این جا می ری و پشتتم نگاه نمی کنی

-باید باهم حرف بزنیم لطفا

اینو مطمئن بودم که اگه پاش اینجا برسه دیگه کنترلی رو رفتارم ندارم و معلوم نیست چی پیش بیاد نفس سنگینمو بیرون دادمو گفتم:برو همون کافی شاپ همیشگی منم میام اونجا


romangram.com | @romangram_com