#توماژ_پارت_404


ارتین به سختی جلوی خندشو گرفت و گفت: والله بساطو که شما راه انداخته بودین اونم صبح نه دیشب ... هی هی من ساده رو بگو که دلم پیش شما عذب اقلی ها بود نگو اقایون....

توماژ- کوفت

ارتین-گفته باشم تا گواهی سلامت نگیرین عمرا بهتون دختر بدم

این بار منم به خنده افتادم و گفتم: حالا کی از تو دختر خواست

توماژ-ای ای ای دارین درمورد خواهرزاده من حرف می زنینا

ارتین پیروزمندانه نگاهی بهم کردو گفت: حالا اگه جرات داری دوباره تکرارکن این توماژ و این جوری نبین سابقه داشته بدون دست و پا هم به دیگران حمله کرده


romangram.com | @romangram_com