#توماژ_پارت_377

سری تکون داد که اروم دستمو بند چونه ظریفش کردمو مجبورش کردم نگاهم کنه که با این کار تمام توجهش جلب یقه لباسم شد و سرخی صورتش چند برابر

-روژان..... خانمی .... نگام نمی کنی؟

لب گزید ولی حرفی نزد :ناراحتی؟

چشمهای روشنش لبریز از اشک شد که به سمت خودم کشیدمش وسرشو به سینم تکیه دادمو دستامو دورش حلقه کردم ...... لرزش تنش با صدای هق هقش دلمو به درد می اورد

-چی شده عزیز دلم؟ هوم؟

دستای بی حرکتش بند لباسم شد و سرش بیشتر تو سینم فرو رفت که بوسه ای رو موهای پریشونش گذاشتمو گفتم: از دیشب ناراحتی ؟ اذیتت کردم؟

گریه اش شدت بیشتری گرفت که گفتم: اتفاقی نیفتاده که عروسکم منو تو اول و اخر مال همیم خانمی من نمی خواستم اذیتت کنم اگه دوست نداری من دیگه حتی از کنار اتاقتم رد نمی شم خوبه ؟ اصلا تا خودت نخوای سر انگشتتم لمس نمی کنم راضی هستی ؟هوم؟

romangram.com | @romangram_com