#توماژ_پارت_375

خندید کوتاه و مردونه : بهم نمیاد؟

-نه پاکمهری که من می شناختم تو این مدت کم دل به کسی نمی داد

-این دختر تمام معادلاتمو بهم ریخته اصلا زندگیمو زیر و رو کرده

-بزار بیاد شاید وقتی شناختت بهت دل بست و نرفت

اخماش تو هم رفت و گفت: حس می کنم پای کس دیگه ای وسطه ...حرفش حرف رفتنه

اروم زیر لب زمزمه کرد: پابندش می کنم ...... نمی زارم بره!!!

*******

romangram.com | @romangram_com