#توماژ_پارت_363
-توماژم..... پسرم
چقدر اغوشش این زن گرم بود چقدر اروم بود چه جای امنی بود برای شکستن این بغض کهنه من برای این زن مرد نبودم حتی یه بچه خلف و سربه راهم نبودم من برای این زن هیچی نبودم ولی اون که بود اون که مادر بود اون که پاره تن بود اون که دلش دریا بود
-مامان
نمی دونم این شونه های من بود که لرزید یا دل اون.....
نمی دونم اشک من بود که فاصلمونو پر کرد یا اشک اون .....
نمی دونم صدای من دردناک تر بود یا بغض اون ......
-جانم همه کسم ....
romangram.com | @romangram_com