#توماژ_پارت_350


-ا پس اون موجود اهلی من تویی؟ .....

کمی سکوت و بعد ...:هیچ معلوم هست کجایی؟ یه نگاه به ساعتت کردی؟ اصلا می دونی تکنولوژی چیه؟ می دونی با اون بوشکوبی که دستته می شه چی کارا کرد؟ می دونی میشه باهاش شماره گرفت ویه بدبختی رو از نگرانی در اورد ؟

با صدای بهم خوردن در ورودی به عقب برگشتم

-صدای چی بود؟ کجایی توماژ؟

در به ارومی باز شد و نگاهم رو یه جفت چشم اتشین قفل شد

-الو چرا لال شدی توماژ؟


romangram.com | @romangram_com