#توماژ_پارت_342
چشمکی زد که گفتم: از قیافش معلومه هم چین مالی هم نیست
قیافه بامزه ای به خودش گرفت و گفت: یعنی باید رستورانمو عوض کنم؟؟
خوب بود همین محبتای کوچک و بی غرض هم خوب بود کنار توماژ بودن کنارش نفس کشیدن بی بهانه و با بهانه خندیدن خوب بود ،نذاشت تو جمع کردن میز کمکش کنم و کلی چشم و ابرو اومد که مهمونمی عمرا اگه بزارم دست به سیاه و سفید بزنی بعد با شوخی گفت که البته می تونم رو وسایل رنگی خونه حساب کنم ..... چایی رو روبروم گذاشت و تکیه شو داد به مبلو گفت: بهتری؟
-اوهوم
-باهمین زبون نصفه نیمه از من دفاع کردی؟
تو صورتش براق شدم که خندید و گفت: شریجه زدن نمی خواد که وکیل جون یه کوچولو زبون می خواد که بفهمم چی به سرم اوردی امروز
romangram.com | @romangram_com