#توماژ_پارت_339

با صدای لرزون زمزمه کردم:بریم

این لرزش نه از ترس تهدید هایی که پشتم رو لرزونده بود و نه حتی از سرمای استخون سوز این روزها بود لرز دلی بود که کودکانه تمام ورق هاشو رو کرده بود دلی که بی مهابا به جون غرور نداشتم افتاده و پوسته سخت دخترونمو پس زده و این جوری لرز ا نداخته به جونم تا بیش از این دستم رو شه پیش مردی که تو نگاهش ارامش هست محبت هست پاکی هست اما عشق..... نیست؟؟

بی جهت بغض سنگینی راه گلومو بست که از نگاه تیز بین توماژ دور نموند ماشینو به کوچه ای هدایت کردو جای مناسبی پارک کردو به سمتم برگشت و نگاه متعجبشو به قطره های اشکی که بی ملاحظه به روی گونم سرازیر شده بود دوخت و دلجویانه دستامو گرفت و گفت: چی شده کمند؟

لب گزیدم و تمام تلاشم برای قورت دادن بغضم شد یه هق هق که به اشک هام مجال بیشتری برای خودنمایی داد، دستم کشیده شد که ناغافل تو اغوشش فرو رفتم و قلبم لرزید از این همه نزدیکی به مردی که مرد من نمی شد مال من نبود ،چی تو نگاهم دیده بود که برای اولین بار حریم هاشو شکسته بود و اغوش باز کرد بود برای این جوجه بارون زده ؟اروم دستش رو مقنعم نشست که تنم گر گرفت از عطری که تمام سیستم های بدنمو مختل کرده بود سوختم از گرمایی که برای اروم کردنم پا پیش گذاشته بود و این جوری به اتشم کشیده بود سرم که به سینش چسبید صدای ضربان قلبش که تو گوشم پیچید گریم شدت بیشتری گرفت سهم من از مرد زندگیم چی بود؟ چرا توماژ چرا وقتی منو نمی خوای این جوری اغوش باز می کنی، این جوری داغ به دلم می زاری، این جوری اسیرم می کنی ..... دستای حریصم بالا اومد ولی نه برای دور کردنم از مردی که دوسال بهترین لحظه هارو برام رقم زد ولی هیچ وقت منو ندید منو برای خودش نخواست و هیچ وقت از دیدنم برقی مهمون چشمای کدر وغم بارش نشد ..... پلیورش رو تو مشتم فشردم که سرشو به گوشم نزدیک کردو گفت: اروم خانم .... اروم .....

از صداش قلبم به تپش افتاد و دلم لرزید از رو شدن این رسوایی پیش قلبی که با وجود این همه نزدیکی هنوز اروم و یکنواخت می زد

-نمی خوای بگی چی شده؟ هوم؟ کسی حرفی زده؟ کاری کرده؟

نه کسی حرفی نزده بود کاری نکرده بود همین حرفای نزده شده بود حناق و به گلوم چسبیده بود چطور باید می گفتم که من نه از ترس برادرزنات که از دست خودت به تو پناه اوردم از دست توئی که حرف نمی زنی کاری نمی کنی و برای دل دردمند من قدمی برنمی داری چطور به این جا رسیدم؟ چی جوری منو به این جا رسوندی؟

romangram.com | @romangram_com