#توماژ_پارت_333

با خشم کنارم زدو گفت: به جون پونه که می دونی چقدر برام عزیزه اگه فردا پاتو بزاری تو اون دادگاه لعنتی محال بزارم تا عمر داری مادر و خواهرتو ببینی

اینو گفتو از خونه بیرون زدو درو بهم کوبید که توماژ رو لبه تخت نشستو سرش رو بین دستاش گرفت اروم کنارش نشستم و گفتم:منو بگو که دلم خوش بود بعد از یه شکست عشقی میام رفیقم کلی دلداریم می ده و بساط فراموش کاری راه می ندازه برام

بی حواس به سمتم برگشت که گفتم: فکر کنم مورد پسند واقع نشدم

اخماش توهم رفت که گفتم: ای بابا این پسرخاله من زد کل حافظتو دیلیت کرد رفت؟ مهری رو می گم

لبخند نیم بندی رو لبش نشوند اروم به کتفم زدو گفت: خیلی هم دلش بخواد

خندیدمو گفتم: این یعنی محلش ندم در شأنم نیست؟

چشمکی زدمو گفتم:از قدیم گفتن قد زر زرگر شناسد قد گوهر گوهری حالا که بیشتر فکر می کنم می بینم اصلا لیاقتمو نداشت دختره زشت کچل

romangram.com | @romangram_com