#توماژ_پارت_330


-من با زندگیم معامله نمی کنم خانم ، من اگه این جام چون ازتون خوشم اومده اون روزم گفتم پس دنبال بازی نیومدم هم بازی هم نمی خوام

کمی به سمتش خم شدمو گفتم: همسر می خوام

گونه هاش رنگ خون شدو با خجالت نگاه ازم گرفت که گفتم: من حتی اگه از همسرم ناراضی باشم طلاقش نمی دم

دستمو رو لبه صندلیش گذاشتم کنار گوشش زمزمه کردم: چیزی که مال منه نمی تونه مال کسی دیگه ای بشه حتی اگه من ازش استفاده نکنم و سال ها گوشه انبارم خاک بخوره

لب گزید که قد راست کردمو گفتم: فکراتو بکن مهری من با زندگیم شوخی ندارم اگه موافق بودی بگو دهنمونو شیرین کنیم

همون طور که به سمت در سالن می رفتم گفتم: در مورد محل زندگیمونم می تونیم بیشتر فکر کنیم!!!


romangram.com | @romangram_com