#توماژ_پارت_329

-کجا؟

-هروقت موقع رفتن شد بهتون می گم معامله خوبیه نه ؟بعدشم هرکی می ره پی زندگی خودش

نمی دونم چرا ولی دلم لرزید ..... معامله؟؟؟ اخمام گره محکم تری خورد که بدون این که ذره ای عقب نشینی کنه گفت: نظرتون چیه جناب شایسته ؟

بعد با لحنی که توش تمسخر موج می زد گفت: دهنمونو شیرین کنیم؟

-چرا باید ایندمو پای هم چین معامله ای بزارم ؟هوم؟

شونه ای بالا انداخت و گفت: میل خودتونه ولی اونی که باید نگران ایندش باشه منم که ....

حرفشو نیمه گذاشت و آهی از سینه بیرون داد ،بی مقدمه از جام بلند شدم که سر بلند کردو منتظر بهم چشم دوخت

romangram.com | @romangram_com