#توماژ_پارت_326


ابروهاش بالا رفت و گفت: از بچگیتم مامانی بودی

ضربان قلبم بالاتر رفت ولی با بی تفاوتی نگاهش کردمو گفتم: این اخرین کاره که برات انجام می دم منو از این بازی ها بکش بیرون افرومن

خنده کوتاهی کردو گفت: ما قراره شریک هم بشیم پسر !!!!

********

پاکمهر:

بزرگمهر با اخم های درهم نگاهی به در بزرگ خونه کردو گفت: یکم زیادی هم سطح نیستیم؟


romangram.com | @romangram_com